پارت صد و سوم :

با همان استرس و نگرانی آهسته پرسید:
- تو کی هستی؟
- اسمم نجلاست. اگه به خاطر نامزدم نبود محال بود به این کار تن بدم.
نگاه فریبا گنگ و حیرت زده به نجلا بود اما گوشش از صدای ناهنجار زنی که با اعتماد به نفس زیاد، ترانه ی محبوب و قدیمی دلکش را به گند میکشید درد گرفته بود. با همان حال پریشان پرسید:
- نامزدت کیه؟
اما پرسشش در صدای پرخط و خش زن میانسال گم شد:
« چه شد آنهمه پیمان/ ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت فریبا در رمان اگر باران ببارد فریبا
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Marzi

    0

    قلمت مانا ویدای عزیز. چند وقته خبری از باران قصمون نداریم

    ۵ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم تعداد شخصیتهایی که در روند این داستان تاثیر گذارند بیش از یک نفره به همین خاطر باید داستان به جایی برسه که حضور باران رو بطلبه. کمی صبور باشید به زودی پیداش میشه

    ۵ ماه پیش
کپی شد!